زندگانی زنده مانی گشته است

متن مرتبط با «است» در سایت زندگانی زنده مانی گشته است نوشته شده است

از که نالم که فغان از دل ریش است مرا

  • نیلوبلاگ

    (زخم فراق)از که نالم که فغان از دل ریش است مراهر بلایی که بوَد از دل خویش است مراشربت وصل تو ، بی زخم فراقی نبودلذت نوش پس از تلخی نیش است مرامن که بیگانهام از خویش و مَحبّت سوزمچه غم از مِحنت بیگانه و خویش است مرامگرم کعبهی امّید ، پس از مرگ دهندکاین ره دور و درازی است که پیش است مراگر دل از زخم جفای تو شود ریش چه غممرحمت های غمت مرهم ریش است مراگرچه خوبان به منِ خسته جفا کم نکنندشکر ایزد که وفا از همه بیش است مراسجدهی روی نکو (اهلی) اگر بدکیشی استبت پرستم چه غم از ملت و کیش است مرا"اهلی شیرازی...

    ادامه مطلب
  • خود را شکسته هرکه دل ما شکسته است

  • نیلوبلاگ

    (رشتهی الفت)این خار غم ، که در دل بلبل نشسته استاز خون گل خمار خود اول شکسته استاین جذبهای که از کف مجنون عنان ربوداول زمام محمل لیلی گسسته استپای شکسته ، سنگ ره ما نمیشودشوق تو مومیایی پای شکسته استبر حسن زودسیر بهار اعتماد نیستشبنم به روی گل به امانت نشسته استاز خط یکی هزار شد آن خال عنبریندور نشاط نقطه به پرگار بسته استبر سر گرفتهایم و سبکبار میرویمکوه غمی که پشت فلک را شکسته استآسوده از زوال خود آفتاب گلتا باغبان به سایهی گلبن نشسته استبرقی کز اوست سینهی ابر بهار ، چاکبا شوخی تو مرغ پر و بال...

    ادامه مطلب
  • شوخی که دائماً دلِ او ، مایلِ جفاست

  • نیلوبلاگ

    (کَس بیکسان خداست)شوخی که دائماً دلِ او ، مایلِ جفاستعمرِ عزیزِ ماست، چه حاصل که بیوفاستتنها نه من به خالِ لبش ، مبتلا شدمبر هر که بنگری به همین داغ ، مبتلاستدعوی اگر کُنَد به خَطَت ، نافهی خُتَننَبوَد از او غریب که در اصل او خَطاستنرگس اگر ز شیوهی چشمِ تو ، دَم زندگویند مردمان: عجب این کور بیحیاست!عیش و حضور و راحتِ وصلِ تو ، بیکرانجور و جفا و محنتِ هجران، نصیبِ ماستاز ضعفِ دل مَنال ، (فریدون) ، زِ بیکسیمیدار دل، قوی که کَسِ بیکَسان، خداست.فریدون حسین میرزا پسر سلطان حسین بایقُرا بخوانید...

    ادامه مطلب
  • از سقیفه است هنوز آتش آشوب بلند

  • نیلوبلاگ

    (السَّلاَمُ عَلَیْكِ أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَةُ الشَّهِیدَةُ)چون بر او خصم قسمخوردهی دین راه گرفتبانگ برداشت مؤذن که رُخ ماه گرفتکائنات است از این واقعه در جوش و خروشکه کشیدن نتوان بار چنین درد به دوشماسَوا رفته فرو یکسره در بهت و سکوتتا چه آید به سر عالم مُلک و ملکوترزق را کرده دریغ از همه کس میکائیلعنقریب است که در صور دمد اسرافیلچشم هستی نگران است که این واقعه چیست؟و آنکه دامن زده بر آتش این فاجعه کیست؟مو پریش آسیه از خاک برون آمدن استبه گمانش که دم کُن فَیکون آمده استمریم از خاک ، سراسیمه سر آ...

    ادامه مطلب
  • کار دنیا بیu200cحساب است، آزمودم بارها

  • نیلوبلاگ

    (دریادل)کار دنیا بیحساب است، آزمودم بارهادسترنج کار ما شد قسمت بیکارها !ما دل خود را بر این دریای طوفانی زدیمبهرهی ساحل نشینان از گهر شد بارهاپیش دریادل ، غمی از سیلی امواج نیستاهل حق را نیست چون منصور بیم از دارهادولت دنیا ندارد پیش دانا اعتبارچون بوَد اقبال دنیا از پی ادبارهاآفتابم، کی روم چون سایه دنبال کسی؟گل نخواهم تا نیابم منتی از خارهابر مقامی چون رسد کوته نظر از بیخودیستمحو نقش خویش در آیینه ی پندارهااوج گیرد گردباد اما ز بی مقداری اَستکی فزون بالانشینی میکند مقدارها؟طعنهی اغیار را هرگز ...

    ادامه مطلب
  • مستی من، مستی عشق است، هشیارم مکن

  • نیلوبلاگ

    (بیوگرافی)شادروان حسینعلی رکن منظر ـ فرزند محمود ، متخلص به (پیروی) ، شاعر متدین معاصر که در سال 1292 ه.ش در شیراز متولد شد. وی طبع خودجوش داشت و مکتب و مدرسه را ندید، اما از موهبت هوش سرشار ، به فیض خواندن و نوشتن تا حدودی که میتوانست اشعار خود را بنویسد و بخواند، رسید.وی ابتدا در کارگاه مبلسازی به کار مشغول شد، و از 18 سالگی تا پیش از وفاتش کارگاه چوببری داشت.پیروی شاعری متدین بود و بیشتر اشعارش در مدح ائمهی اطهار(ع) است. زبان شعرش فصیح و در بستن مضامین تازه از خود ابتکار نشان میداد. سرانجام د...

    ادامه مطلب
  • ملک الموت من، زبان من است

  • نیلوبلاگ

    (بیوگرافی)اثیرالدین ابوالفضل محمد بن طاهر اخسیکتی ـ معروف به (اثیر اخسیکتی) ـ زادهی سال نامعلوم در اخسیکت، درگذشته به سال 609 هجری قمری در خلخال ـ از شاعران مشهور سدهی ششم هجری است.اثیر در شهر اخسیکت زاده شد که در قرن ششم یکی از شهرهای آباد ماوراءالنهر در منطقهٔ فرغانه در شمال رود سیحون بودهاست. اثیر سخنوری را در همانجا آغاز کرد. با حملهٔ ترکان غز و زوال دولت سنجری و پریشانی خراسان که خود از آن با عنوان «وحشت خراسان» یاد میکند، نواحی شرقی ایران را ترک گفت و به نواحی غرب و شمال غرب ایران روی آورد...

    ادامه مطلب
  • بیu200cهنر شو که هنرهاست درین بیu200cهنری

  • نیلوبلاگ

    (لاف هنر)زاهد و سبحهی صد دانه و ذکر سحریمن و پیمودن پیمانه و دیوانهگریچون همه وضع جهان گذران در گذر استمگذر از عالم شیدایی و شوریدهسریتا کی از شعبدهی دور فلک خواهد بودبادهی عیش به جام من و کام دگریتا شدم بی خبر از خویش ، خبرها دارمبیخبر شو که خبرهاست درین بیخبریتا شدم بیاثر ، از ناله ، اثرها دیدمبی اثر شو که اثرهاست درین بی اثریتا زدم لاف هنر خواجه به هیچم نخریدبیهنر شو که هنرهاست درین بیهنریسرو آزاد شد آن دم که ثمر هیچ ندادبی ثمر شو که ثمرهاست درین بیثمریتا سر خود نسپردیم به خاک در دوستخاطر آسو...

    ادامه مطلب
  • u200cu200cآن حسن دلفریب ، که خلاق او خداست

  • نیلوبلاگ

    (نگاه ما)آن حسن دلفریب ، که خلاق او خداستبا من بگو بگو که چرا پشت پردههاست؟آن دستها که در پی کشف حجاب اوستآیا گمان کنید که این کشف ، نابجاست؟آن مدعی که هست دلش عاری از گناهماندم چرا که دغدغهاش گیسوی رهاستآن سفلهای که هست اسیر هوای نفسباید به بند افتد و آزادیاش خطاستزیبایی بشر ، که خدا ، آفریده است...باید عیان شود که عیان گشتنش رواستگل تا درون پرده بمانَد ، کجا گل است؟گوهر اگر درون صدف مانْد ، بی بهاستآیا خطا نموده خدا ، وقت خلقتاش؟اما گمان کنم که خطا ، از نگاه ماستوقتی که صنع حضرت حق حبس میشوداز...

    ادامه مطلب
  • خوش است خلوت اگر یار، یارِ من باشد

  • نیلوبلاگ

    (خلوت یار)خوش است خلوت اگر یار، یارِ من باشدنه من بسوزم و او ، شمعِ انجمن باشدمن آن نگینِ سلیمان به هیچ نَسْتانَمکه گاه گاه بر او دستِ اهرمن باشدروا مدار خدایا که در حریمِ وصالرقیب محرم و حِرمان نصیبِ من باشدهُمای گو مَفِکَن سایهی شرف هرگزدر آن دیار که طوطی کم از زَغَن باشدبیانِ شوق چه حاجت؟ که سوز آتش دلتوان شناخت ز سوزی که در سخن باشدهوایِ کویِ تو از سر نمیرود آریغریب را دلِ سرگشته با وطن باشدبهسانِ سوسن اگر دَه زبان شود (حافظ)چو غنچه پیشِ تواش مُهر بر دهن باشد."حضرت حافظ" بخوانید...

    ادامه مطلب
  • وقت عیش و طرب یاران است

  • نیلوبلاگ

    (بهاریه) وقت عیش و طرب یاران استگاهِ آهنگ ، سوی بستان است شد دی و بهمن و اسفند ، ز یاددور آذار ـ مه و ، نیسان است نوبهار آمده و پیک صبابا بشارت همه سو پویان است نوبهار آمده و شور و نشاطاز زمین خاسته تا کیوان است با دم عیسوی خویش بهاربر تن مرده دلان چ...

    ادامه مطلب
  • نان گران است؟ ما نمیدانیم

  • نیلوبلاگ

    (شهر هرت)نان گران است؟ ما نمیدانیمنرخِ جان است؟ ما نمیدانیم!گُرده ی ما برای بعضی هانردبان است؟ ما نمیدانیم!پیش یک عده، پُست و میز و مقامچون دکان است؟ ما نمیدانیمسهم ملت فقط از این سفرهاستخوان است؟ ما...

    ادامه مطلب
  • استاد فضیلت آفرین است کتاب

  • نیلوبلاگ

    (کتاب)روشنگر بزم علم و دین است کتاباستاد فضیلت آفرین است کتابفرزانه معلّمی ست بی منّت و مزدبا هر زن و مرد همنشین است کتابشادروان سید علیرضا شمس قمی...

    ادامه مطلب
  • هر بلایی کز تو آید رحمتی است

  • نیلوبلاگ

    (گره گشایی)xa0پیرمردی، مفلس و برگشته بختروزگاری داشت ناهموار و سختهم پسر، هم دخترش بیمار بودهم بلای فقر و هم تیمار بوداین دوا میخواستی، آن یک پزشکاین غذایش آه بودی، آن سرشکاین عسل میخواست، آن یک شورباای...

    ادامه مطلب
  • این صادرات نیست که دزدی ز ملت است

  • نیلوبلاگ

    (مربع ترکیب)xa0گیرم که کل خلق جهان زیر دست ماستتولید و صادرات جهانی، ز هست ماستاز اقتدار خویش، جهان پایبست ماستزندیق و شیخ و منعم و درویش، مست ماستپس ما چسان به ذلت و خواری نشسته ایم؟در زیر بار رنج و ت...

    ادامه مطلب
  • گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است

  • نیلوبلاگ

    (بیداد گاه)گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر استاما چه سود، حاصل گلهای پرپر است!شرم از نگاه بلبل بیدل نمیکنیدکز هجر گل نوای فغانش به حنجر است؟!از آن زمان که آینهگردان شب شُدیدآیینه ی دل از دَم دوران مکدر...

    ادامه مطلب
  • زندگانی زنده مانی گشته است

  • نیلوبلاگ

    (کلیدِ ادعا)بسکه امروزه گرانی گشته استزندگانی؛ زندهمانی گشته استکشور ما منبع ِ نفت و طلاستالبته سودش به جیب اغنیاستشیخی آمد با کلید ادعا...تا گشاید قفل مشکلهای مامشکلی آسان نشد با آن کلیدبلکه مشکل...

    ادامه مطلب