چندین صدا شنیدهام اما دهان یکیست

خرید بک لینک

(یکیست)

چندین صدا شنیدهام اما دهان یکیست
گویا صدای نعره و بانگ اذان یکیست

یکسوی بر یزید و دگرسوی بر حسین
خلقی گریستند ولی روضهخوان یکیست

افسرده از مطالعهی زهر و پادزهر
دیدم دو شیشهاند ولیکن دکان یکیست

در عصر ظلم، ظلم و به دوران عدل، ظلم
در کفر و دین مسافرم و ارمغان یکیست

در گوش من مقایسهی خیر و شر مخوان
چندین مجلّد است ولی داستان یکیست

دزد طلا گریخت ولی دزد گیوه نه...
دردا که در گلوی گذر پاسبان یکیست

در جنگ شیخ و شاه، فقط زخم سهم ماست
تیر از دو سوی میرود اما نشان یکیست

اینک نگاه کن که نگویی: ندیدهام
در کار ظلم، بستن چشم و زبان یکیست

آنجا که پشت گردن مظلوم میخورد
حدّ گناه تیغ و تماشاگران یکیست.

"حسین جنتی"

زندگانی زنده مانی گشته است...

ما را در سایت زندگانی زنده مانی گشته است دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 31 تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 14:48

صفحه بندی