زندگانی زنده مانی گشته است

خرید بک لینک
(تکثیر احساس)نمیگویم که این فرصت، تو را، تدبیر خواهد شددرنگت ساده میگوید، که رفتن دیر خواهد شدنگاه از آینه بردار، کاین چشمان افسونگرگرفتار خزان عشق، در تقدیر خواهد شد!نگاه از آینه بردار، بغض مَشک را بنگر!که با خون گلویت همزمان تبخیر خواهد شدنگاه از آینه بردار، ای آیینهی غیرت!عطش کامان عصمت را، خطر درگیر خواهد شدتو آن سروی که با آزادگی نخجیر میگیری!شکار قامت شیر اوژنات، شمشیر خواهد شدبخوان "تَبّت یَدا"، آن که تو را آزرده میخواهدکه پیش از آتش دوزخ، خودش تحقیر خواهد شدهلا، ای نور یاسین! در شط خون، دلربایی کنکه این "شقالقمر"، اینبار عالمگیر خواهد شدسحر نزدیک و تو شمع شبستانِ غریبانیمپرس از گیسوانی که به داغت، پیر خواهد شد؟!همه دیدند میبوسید، دستان تو را مولا (ع)که یعنی با همین دست: آسمان، تسخیر خواهد شدصدایت میزنند از آسمان، بشتاب، پر بگشاکه عشق اینبار با احساس تو، تکثیر خواهد شدسیدعلی اصغر موسوی (سعا)قم - تاسوعای حسینی ١٣٨۶ زندگانی زنده مانی گشته است...ادامه مطلب

ما را در سایت زندگانی زنده مانی گشته است دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 29 تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 14:48

"چایی روضه:خانهی پیرزن ، ته کوچهپشت یک تیر برق چوبی بودپشت فریاد های گل کوچکواقعاً روزهای خوبی بودپیرزن هر دوشنبه بعد از ظهرمنتظر بود در زدن ها رادم در مینشست و با لبخندجفت میکرد آمدن ها راروضه خوان محله می آمدمیرزا با دوچرخه آهستهمثل هر هفته باز خیلی دیرمثل هر هفته سینهاش خسته"ای شه تشنه لب سلام علیک"ای شه تشنه لب...چه آوازیزیر و بَمهای گوشهی دشتیشعرهای وصال شیرازیمینشستیم گوشهی مجلسبا همان شور و اشتیاقی که...چقدر خوب یاد من ماندهدر و دیوار آن اتاقی که -یک طرف جملهی "خوش آمده ایدبه عزای حسین" بر دیوارآن طرف عکس کعبه میگردددور تا دور این اتاق انگارگوشه گوشه چه محشری برپاستتوی این خانهی چهل متریگوش کن! دم گرفته با گریهبه سر و سینه میزند کتریعطر پر رنگ چایی روضهزیر و رو کرده خانهی اوراچقدَر ناگهان هوس کردمطعم آن چای قند پهلو راتا که یک روز در حوالی مهرروی آن برگ های رنگارنگبا تمام وجود راهی کردپسری را که برنگشت از جنگهی دوشنبه دوشنبه رد شد و بازپستچی، نامه از عزیز نداشتکاشکی آن دوشنبهی آخرروضهی میرزا ، گریز نداشتپیرزن قطره قطره باران شدکمی از خاک کربلا در مُشتالسلام و علیک گفت و سپسروضه ی قتلگاه او را کشتتاهمیشه نمیبرم از یادروضهی آن سپیدگیسو راسالیانیست آرزو دارمکربلای نرفتهی او را..."سید حمیدرضا برقعی" زندگانی زنده مانی گشته است...ادامه مطلب

ما را در سایت زندگانی زنده مانی گشته است دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 14:48

(یکیست)چندین صدا شنیدهام اما دهان یکیستگویا صدای نعره و بانگ اذان یکیستیکسوی بر یزید و دگرسوی بر حسینخلقی گریستند ولی روضهخوان یکیستافسرده از مطالعهی زهر و پادزهردیدم دو شیشهاند ولیکن دکان یکیستدر عصر ظلم، ظلم و به دوران عدل، ظلمدر کفر و دین مسافرم و ارمغان یکیستدر گوش من مقایسهی خیر و شر مخوانچندین مجلّد است ولی داستان یکیستدزد طلا گریخت ولی دزد گیوه نه...دردا که در گلوی گذر پاسبان یکیستدر جنگ شیخ و شاه، فقط زخم سهم ماستتیر از دو سوی میرود اما نشان یکیستاینک نگاه کن که نگویی: ندیدهامدر کار ظلم، بستن چشم و زبان یکیستآنجا که پشت گردن مظلوم میخوردحدّ گناه تیغ و تماشاگران یکیست."حسین جنتی" زندگانی زنده مانی گشته است...ادامه مطلب

ما را در سایت زندگانی زنده مانی گشته است دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 31 تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 14:48

(زخم فراق)از که نالم که فغان از دل ریش است مراهر بلایی که بوَد از دل خویش است مراشربت وصل تو ، بی زخم فراقی نبودلذت نوش پس از تلخی نیش است مرامن که بیگانهام از خویش و مَحبّت سوزمچه غم از مِحنت بیگانه و خویش است مرامگرم کعبهی امّید ، پس از مرگ دهندکاین ره دور و درازی است که پیش است مراگر دل از زخم جفای تو شود ریش چه غممرحمت های غمت مرهم ریش است مراگرچه خوبان به منِ خسته جفا کم نکنندشکر ایزد که وفا از همه بیش است مراسجدهی روی نکو (اهلی) اگر بدکیشی استبت پرستم چه غم از ملت و کیش است مرا"اهلی شیرازی" زندگانی زنده مانی گشته است...ادامه مطلب

ما را در سایت زندگانی زنده مانی گشته است دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 55 تاريخ: يکشنبه 2 ارديبهشت 1403 ساعت: 12:32

(گلبانگِ رود)نوای آسمانی آید از گلبانگ رود امشببیا ساقی که رفت از دل غم بود و نبود امشبفراز چرخ نیلی نالهی مستانهای دارددل از بام فلک دیگر نمیآید فرود امشبکه بود آن آهوی وحشی چه بود آن سایهی مژگان؟که تاب از من ستاند امروز و خواب از من ربود امشببه یاد غنچهی خاموش او سر در گریبانمندارم با نسیم گل ، سرِ گفت و شنود امشبز بس بر تربت صائب ، عنان گریه سر دادم(رهی) از چشمهٔ چشمم خجل شد زندهرود امشب"رهی معیری" زندگانی زنده مانی گشته است...ادامه مطلب

ما را در سایت زندگانی زنده مانی گشته است دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 52 تاريخ: يکشنبه 2 ارديبهشت 1403 ساعت: 12:32

صفحه بندی