
(دختر کرار)در خیمهگاه، غیر تو سالار کس نبودعباس رفته بود و سپهدار کس نبودیک دشت، هرزه دور و برت، های و هوی داشتاما دریغ ، در صف احرار کس نبودآتش ز چار سمت حرم ، شعله میکشیدگویا به کیش احمد مختار کس نبودگلچین مرگ هرچه گل از باغ چیده بوددر دست دشت، غیر خس و خار کس نبودرفتی که با حسین ، کمی درد دل کنیدیگر کنار بستر بیمار ، کس نبودآن شب حماسه پیش رخت سجده کرد و سوختآخر به جز تو دختر کرار کس نبودشرمنده بود ماه، خودش را به خواب زد جز چشم اشکبار تو بیدار کس نبود."بانو کبری حسینی بلخی" بخوانید...
ادامه مطلب
(شیدایی)ﻏﯿﺮ ﺷﯿﺪﺍﯾﯽ ﻣﺮﺍ ﺩﺍﻏﯽ ﺑﻪ ﭘﯿﺸﺎﻧﯽ ﻧﺒﻮﺩﻣﻦﮐﻪ ﭘﯿﺸﺎﻧﯽ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﺟﺰ ﭘﺮﯾﺸﺎﻧﯽ ﻧﺒﻮﺩﻫﻤﺪﻣﯽ ﻣﺎﺑﯿﻦ ﺁﺩﻡﻫﺎ ﺍﮔﺮ ﻣﯽﯾﺎﻓﺘﻢﺁﻩ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺳﯿﻨﻪﺍﻡ ﯾﮏ ﻋﻤﺮ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﻧﺒﻮﺩﺩﻭﺳﺘﺎﻥِ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﻭ ﻭ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﭘﺸﺖ ﺳﺮﻫﺮﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﺁﯾﯿﻦ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﯽ...
ادامه مطلب
بوسهاش گرمی نداشت آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبودچشم خوابآلودهاش را مستی رؤیا نبود نقش عشق و آرزو از چهرهٔ دل شسته بودعکس شیدایی در آن آیینهٔ سیما نبود لب همان لب بود، اما بوسهاش گرمی نداشتدل هم...
ادامه مطلب
«باده از ما مست شد...» گر به چشمت آن مه نامهربان زیبا نبودبود او زیبا ولى عشق تو پا برجا نبود آن لب شیرین پر از شوق تمنا بود لیک آرزوهاى تو شورانگیز و بى پروا نبود نرگس مردم فریبش بود لبریز از هوس لی...
ادامه مطلب
(قلب عاشق) خواب دیدم دلبری دارم که در دنیا نبودچشم دنیا هم به زیبایی او بینا نبود قامتش سرو و لبانش غنچه دندانش صدفگیسوانش چون شب یلدا ولی مانا نبود چشمهایش چشمهٔ آب حیات و بحر عشقابروانش خنجر دل گرچ...
ادامه مطلب