
اِنَّ الحُسَین مِصبٰاحُ الهُدیٰ وَ سَفینَةُ النّجاة(مصباح الهدىٰ)قاصد طبعم سحرگه با سُرور از در رسیدگوییا پیک وصال از جانب دلبر رسیداز در آمد با بسی وجد و نشاط و انبساطکز طفیلاش شام هجر و رنج و محنت سر رسیدمژده بر من داد کای افسرده ی خاموش دل!خیز کز چرخ شرف ، ماه فلک افسر رسیدتا به کی باشی خموش ای عاشق شوریده حال؟!شمع دانش برفروزان ، شاه دانشور رسیدبزمی آرا ، سوم شعبان فرا آمد به نازهمچنان کبک دری با صد خرام از در رسیدجَستم از جا برگرفتم خامه ی عرفان به کفتا مرا این مژده از طبع گهرپرور رسیدنور ع...
ادامه مطلب
(کتاب عمر) من از خزان به بهار، از عطش به آب رسیدممن از سیاه ترین شب ، به آفتاب رسیدم من از خمار رهیدم، هم از فریب گذشتمکه از سراب به دریایی از شراب رسیدم به جانب تو زدم نَقبی از درون سیاهیبه جلوهٔ تو به خوشید بی نقاب رسیدم اگر نشیب ، رها کردم و فراز ...
ادامه مطلب
(آرزوهای محال)از قماش آرزو ، یک پیرهن بر ما رسیدزندگی آن را گرفت و یک کفن بر ما رسیدگل، طلب کردم ز دست باغبان روزگارکز بد اقبالی ما ، تل جگن بر ما رسیدکعبه ی اقبال را تا در نوردیدم، ز غیب...در میان را...
ادامه مطلب