
به ساحت مقدس حضرت سیدالشهدا (ع) و یاران باوفایش(حریر واژه)نوشته بود اباالفضل و هر دو تا بازوشنوشته بود علی اصغر و حریر گلوشنوشت مادر و ناگاه ضربهای سنگینچنان عقاب فرو برد پنجه در پهلوشنوشت طفل سه ساله غرور واژه شکستنوشت طفل سه ساله سپید شد گیسوشچه تیرها که فروریخت بر سر دشمنکمان منحنی و قوس مخمل ابروشهمینکه نوبت تحریر گوشواره رسیدچکید خون ز شیاری ظریف در بن گوشنگاه کرد به مردی که چون کبوتر بودپیام آور حق شد در آن میانه سروشحریف تشنگی و خشکی دهانش بودولی نبود حریف غم فراق عموشدوید جانب مادر ، صدا...
ادامه مطلب