زندگانی زنده مانی گشته است

متن مرتبط با «بودم» در سایت زندگانی زنده مانی گشته است نوشته شده است

من مرغ کور جنگل شب بودم

  • نیلوبلاگ

    «سرمهی خورشید»من مرغ کور جنگل شب بودمباد غریب محرم رازم بودچون بار شب به روی پرم میریختتنها به خواب مرگ نیازم بودهرگز ز لابلای هزاران برگبر من نمیشکفت گل خورشیدهرگز گلابدان بلور ماهبر من گلاب نور نمیپاشیدمن مرغ کور جنگل شب بودمبرق ستارگان شب از من دوردر چشم من که پردهی ظلمت داشتفانوس دست رهگذران بینورمن مرغ کور جنگل شب بودمدر قلب من همیشه زمستان بودرنگ خزان و سایهی تابستاندر پیش چشم من همه یکسان بودمیسوختم چو هیزم تر در خویشدودم به چشم بیهنرم میرفتچون آتش غروب فرو میمردتنها سرم به زیر پرم می رفت...

    ادامه مطلب