زندگانی زنده مانی گشته است

متن مرتبط با «پیرزن» در سایت زندگانی زنده مانی گشته است نوشته شده است

خانهu200cی پیرزن ته کوچه، پشت یک تیر برق چوبی بود

  • نیلوبلاگ

    "چایی روضه:خانهی پیرزن ، ته کوچهپشت یک تیر برق چوبی بودپشت فریاد های گل کوچکواقعاً روزهای خوبی بودپیرزن هر دوشنبه بعد از ظهرمنتظر بود در زدن ها رادم در مینشست و با لبخندجفت میکرد آمدن ها راروضه خوان محله می آمدمیرزا با دوچرخه آهستهمثل هر هفته باز خیلی دیرمثل هر هفته سینهاش خسته"ای شه تشنه لب سلام علیک"ای شه تشنه لب...چه آوازیزیر و بَمهای گوشهی دشتیشعرهای وصال شیرازیمینشستیم گوشهی مجلسبا همان شور و اشتیاقی که...چقدر خوب یاد من ماندهدر و دیوار آن اتاقی که -یک طرف جملهی "خوش آمده ایدبه عزای حسین" ب...

    ادامه مطلب