
(دختر کرار)در خیمهگاه، غیر تو سالار کس نبودعباس رفته بود و سپهدار کس نبودیک دشت، هرزه دور و برت، های و هوی داشتاما دریغ ، در صف احرار کس نبودآتش ز چار سمت حرم ، شعله میکشیدگویا به کیش احمد مختار کس نبودگلچین مرگ هرچه گل از باغ چیده بوددر دست دشت، غیر خس و خار کس نبودرفتی که با حسین ، کمی درد دل کنیدیگر کنار بستر بیمار ، کس نبودآن شب حماسه پیش رخت سجده کرد و سوختآخر به جز تو دختر کرار کس نبودشرمنده بود ماه، خودش را به خواب زد جز چشم اشکبار تو بیدار کس نبود."بانو کبری حسینی بلخی" بخوانید...
ادامه مطلب